مير محمد اشرف حسينى عاملى ( سبط علامه ميرداماد )

37

فضائل السادات يا برترى خاندان رسالت و امامت ( فارسى )

وله : كالدرّ ولدت يا يمام الشرف * في الكعبة واتّخذتها كالصدف فاستقبلت الوجوه شطر الكعبة * والكعبة وجهها تجاه النجف

--> اين مطلب شده ، و استشهاد كلام ابن رومى را گفته است : لئن أخطأت في مدحك * فما أخطأت في منع لقد أنزلت حاجاتي * بوادٍ غير ذي زرع نقل نموده و بيان كرده است صاحب كتاب مرقوم كه وادى غير ذى زرع در اين بيت مقتبس از كلام حضرت حق سبحانه و تعالى كه در بيان كلام حضرت ابراهيم عليه السلام كه گفت : « رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ » در قرآن مجيد وارد شده ، وادى غير ذى زرع در آيهء شريفه موضعى است كه آب و گياه در آن نيست ، و ابن رومى نقل نموده بر حال كه چيزى در آن نيست ، پس تجويز اين نحو تغيير در اقتباس شده . و مراد از باب حطّه كه در مصراع دوم واقع است در مغفرت و رحمت است ، چنانچه در مجمع البيان شيخ طبرسى قدّس اللَّه تعالى نفسه القدّوس روايت نموده از حضرت امام محمّدباقر عليه السلام كه فرمود : « نحن باب حطّتكم » يعنى ما در مغفرت شمائيم ، و باب حطّه نيز بابى است كه در زمان بنى اسرائيل بوده . و مراد از ناقهء لا يؤدّى إلّا كه در مصرع سيم واقع است آن است كه چون سورهء برائت نازل شد حصضرت رسالت پناه صلى الله عليه و آله چهل آيه از آن را به ابوبكر بنا به مصلحتى دادند كه در موسم حج بر مشركين و جميع اهل موسم بخواند ، و بعد از رفتن ابوبكر به چند روز جبرئيل امين عليه السلام نازل شد كه اى محمّد حقّ تو را سلام مىرساند و مىفرمايد : كه بايد اداى اين رسالت نكند مگر كسى كه از تو باشد حضرت رسالت پناه صلى الله عليه و آله اميرالمؤمنين علي بن أبيطالب عليه السلام را بر ناقهء عضباء سوار نمود و از عقب ابوبكرش فرستاد ، و امر نمود كه آن حضرت آيات را از ابوبكر گرفته خود به مردم آيات شريفه را خواندند . و مراد از دوش شرف پاى كراسى كه نهاد كه در مصراع چهارم واقع است آن است كه حضرت أميرالمؤمنين عليه السلام از جهت انداختن اصنام كه در بالاى كعبهء معظّمه كفّار گذاشته بودند پا بر دوش شرف مسند پيغمبرى حضرت رسالت پناهى صلى الله عليه و آله گذاشته و آن اصنام را به زير انداخت و پاى كراسى اشاره به حديثى است كه صاحب كتاب فردوس و خطيب خوارزمى از ابن عبّاس نقل نموده كه حضرت رسول اللَّه صلى الله عليه و آله فرمودند : علي منّي مثل رأسي من بدني » يعنى نسبت على به من مثل نسبت سر در بدن من است ، و يحتمل كه چون پا نيز جزء از بدن شريف شخص مشبّه است بناءً عليه در مصراع رابع به اين دستور نوشته ايراد شد « منه » .